تبلیغات
♪ منوی موزیک ♪
۞ لوگو ۞

۩ وبلاگ من ۩
∑ آمار وبلاگ ∑
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كلیه بازدیدها:
كلیه ارسال ها :
كلیه نظر ها :
تعداد افراد آنلاین :
۞ بایگانی ۞
٭ نویسندگان ٭
…………
محمد (167)
نسیم (4)
٭ موضوعات ٭
…………
اطلاعیه (2)
وقتی دلت گرفته (41)
نظرت چیه ؟ (15)
ناز چشمای تو (38)
وقتی دلت نگرفته !!! (21)
نوشتهایی به سبک کوبیسم !!! (19)
علامت سوال (15)
یادته (5)
دیوونه بازی(هركاری برای خنده) (5)
نمی دونم فعلا (3)
چشم عسلی (4)
٭ آرشیو ٭
…………
اسفند 1388 (2)
شهریور 1388 (1)
فروردین 1388 (1)
اسفند 1387 (1)
آذر 1387 (1)
مهر 1387 (1)
شهریور 1387 (1)
تیر 1387 (2)
خرداد 1387 (6)
اردیبهشت 1387 (7)
فروردین 1387 (3)
اسفند 1386 (4)
بهمن 1386 (1)
آذر 1385 (1)
آبان 1385 (1)
مهر 1385 (2)
مرداد 1385 (2)
فروردین 1385 (3)
اسفند 1384 (2)
بهمن 1384 (6)
₪ لینكستان ₪
₪ لینكدونی ₪
ابراهیم نبوی (-)
شازده کوچولو (-)
آوای آزاد (-)
فرق من با آدما (-)
گوگل (-)
فروغ فرخزاد (-)
احمد شاملو (-)
بی بی سی (-)
آرشیو لینكدونی
♣ ادویه ها ♣
توهمی از افق جاده ای بی تو !

همیشه سبز می خشکد
همیشه ساده می بازد
همیشه لشکر اندوه به قلب ساده می تازد
من آن سبزم که رستن را تو آخر بردی از یادم
چه ساده هستی خود را به باد سادگی دادم
به پاس سادگی در عشق درون خود شکستم زود
دریغا سهم من از عشق قفس با حجم کوچک بود
دریغا سهم من از عشق قفس با حجم کوچک بود
درونم ملتهب از عشق ، برونم چهره ای دمسرد
ولی از عشق باختن را غرور من مرمت کرد
به جز از دوستت دارم ، حرفی نشد ز لب جاری
ولی غافل که تو خنجر درون آستین داری
طلوع اولین دیدار ، غروب شام آخر بود
سرانجام تو و عشقت ، حدیث پشت خنجر بود
سرانجام تو و عشقت ، حدیث پشت خنجر بود
موضوع مطلب : وقتی دلت گرفته ,
نوشته شده در چهارشنبه 10 اسفند 1384 و ساعت 12:03 ب.ظ توسط : محمد
دومین ولنتاین (-؛
I have 3 friends
The sun, the moon and you
The sun for day, The moon for night
And you for ever
I Love You My Baby

موضوع مطلب : چشم عسلی ,
نوشته شده در دوشنبه 1 اسفند 1384 و ساعت 01:02 ق.ظ توسط : نسیم
پیچ و خم عشق !!!
قبلا فکر می کردم ؛ عاشق شدن یه هنره ؛ کار هر کسی نیست ؛ سخته !
بعد فهمیدم عاشق کردن چقدر از اون سخت تره !
دیدم این عاشق ماندنه که کار هر کسی نیست !
اما حالا فهمیدم اینکه همیشه لیاقت عشقت رو داشته باشی از همه این چیزا سخت تره !!!
مواظب باش عشقت رو اذیت نکنی ...
موضوع مطلب : وقتی دلت گرفته ,
نوشته شده در پنجشنبه 27 بهمن 1384 و ساعت 07:02 ق.ظ توسط : محمد
ولنتاین !

چیزه ......... چیز دیگه ...... الان میگما ..................... آهان چیز ؛ ولنتاینت مبارک
خیلی خوشحالم که میتونم همیشه خنده وشادی تو را ببینم و ...
موضوع مطلب : نظرت چیه ؟ ,
نوشته شده در سه شنبه 25 بهمن 1384 و ساعت 08:02 ق.ظ توسط : محمد
زخمی !

ماجرا خیلی وقته که شروع شده !
از وقتی که توی این جنگ سرباز شدم بارها شده زخمی بشم !
خیلی ها اینجا مردن ؛ که فکر کردن بدترین بلای ممکن سرشون اومده !
ولی برای من بد ترین چیز همین زخمی شدنه !
مثلا وقتی شمشیر محکم و عمیق تو رون پام فرو میره ؛یا مثلا وقتی که تیری کنار قلبم میشینه.
این بار در حالی که حسابی زخمی شده بودم و کلی خون ازم رفته بود احساس تشنگی شدیدی کردم!
میدونی چی شد !؟!؟؟!؟
بردنم کناره یه عالمه آب گوارای خیلی خنک ؛ پر از اکسیژن بود ؛ تراوت از چند متریش می بارید ؛ وای که چه حسی بود ...
دست و پام رو بستن ...
نذاشتن ...
وای چه دردی داره .....
چشمام و رو هم میزارم و
تو رو به یادم میارم و
کم میارم و آخه تو رو
تو رو به یادم میارم و
دنیا دیگه مثله تو نداره
نداره نه نمیتونه بیاره
دلا همه بیقراره عشقن
اما عشقی که واسه تو بیقراره
هیشکی مثه تو نمیتونه
نمیتونه قلبم رو بخونه
بگو بگو کدوم خیابونه
که من و به تو میتونه برسونه ...
موضوع مطلب : وقتی دلت گرفته ,
نوشته شده در جمعه 21 بهمن 1384 و ساعت 11:02 ق.ظ توسط : محمد
برای اویل بار آخرین لحظه های انتظار !!!
ای انتظار رو به کوتهی نهیده ای ...
آخرین لحظه های انتظار ؛ نمی دانم شاید سخت ترین لحظه ها و شاید هم ؛
بهترین لحظه های آن .
موضوع مطلب : وقتی دلت نگرفته !!! ,
نوشته شده در دوشنبه 17 بهمن 1384 و ساعت 12:02 ب.ظ توسط : محمد
... به اندازه قلبم !
نمی خواهم بگویم که تو را به اندازه خورشید دوست دارم ؛
زیرا خورشید را غروبیست.
نمی خواهم بگوییم که تو را به اندازه دریا دوست دارم ؛
زیرا دریا را خشک شدنیس.
اما می خواهم تو را به اندازه ای دوست داشته باشم که تا جان دارم در کنارم باشی ؛
به اندازه قلبم .
موضوع مطلب : چشم عسلی ,
نوشته شده در دوشنبه 10 بهمن 1384 و ساعت 11:01 ق.ظ توسط : نسیم
ای نفس عمیق بنشاطم !!!!
اینجا همان جاست که ارواح زل میزنند در چشمانت با چشمانی درشت و گرد شده ؛ در حالی که باد موهای بلندشان را می رقصاند ؛ و تو به بدن نیلی رنگشان می نگری ...
دستانت را مشت میکنی باد تند تر میشود ؛ دستانت را بالا میبری نور از پشت سرت فوران میکند !
جمع ارواحان دستانشان را جلوی چشمانشان میگیرند ...
وای ای کاش باز هم باران ببارد ؛
در باران سرما گم می شود.
بیا نازنینم بیا !
بیا تا زیر باران دستان هم را محکم بفشاریم ؛ اشکانمان را به هم بنشانیم ؛ لبخند بزیم ؛ لبخند ...
تا جمع ارواحان به ما سجده کنند .
بیا نازنینم بیا تا در آغوشم محکم بفشارمت !
دوستت دارم !
موضوع مطلب : نوشتهایی به سبک کوبیسم !!! ,
نوشته شده در شنبه 8 بهمن 1384 و ساعت 11:01 ق.ظ توسط : محمد
غ ص ه
یه روزی میاد که نمیدونیم کی هستیم
یار کی بودیم و عشق کی بودیم و چی هستیم
شیرین شیرینم واسه تو شدم یه فرهاد
شیرین شیرینم نده زندگیمو بر باد
موضوع مطلب : وقتی دلت گرفته ,
نوشته شده در چهارشنبه 28 دی 1384 و ساعت 10:01 ق.ظ توسط : محمد
هدیه ...
تکه های قلبم را با تو قسمت می کنم ؛
شاید هیچ اثری بر این سرمای زمستانی نداشته باشد اما ...
برای لحظه ای می توانی عشق واقعی را در دستانت حس کنی.
موضوع مطلب : چشم عسلی ,
نوشته شده در پنجشنبه 15 دی 1384 و ساعت 01:01 ق.ظ توسط : نسیم
؟؟؟
حرف دل من از زبان خاتمی:
آنچه خواستنی است دوستی و مهر است كه زندگی را طربناك میكند و آنچه نا خواستنی است خشونت و نامهربانی است كه جهنم جان آدمی است.
وبلاگ آقای خاتمی : http://www.khatamionline.com/
موضوع مطلب : علامت سوال ,
نوشته شده در چهارشنبه 14 دی 1384 و ساعت 12:01 ب.ظ توسط : محمد
شب و امیدهای من
شب که جوی ِ نقریه ی ِ مهتاب
بی کران ِ دشت را دریاچه میسازد،
من شراع ِ زورق ِ اندیشهام را میگشایم در مسیر ِ باد
شب که آوائی نمیآید
از درون ِ خامُش ِ نیزارهای ِ آبگیر ِ ژرف،
من امید ِ روشنام را همچو تیغ ِ آفتابی میسرایم شاد.
□
شب که می خواند کسی نومید
من ز راه ِ دور دارم چشم
با لب ِ سوزان ِ خورشیدی که بام ِ خانهی ِ همسایهام را گرم میبوسد
شب که میماسد غمی در باغ
من ز راه ِ گوش میپایم
سُرفههای ِ مرگ را در ناله ی ِ زنجیر ِ دستانام که میپوسد.
موضوع مطلب : وقتی دلت نگرفته !!! ,
نوشته شده در چهارشنبه 14 دی 1384 و ساعت 01:01 ق.ظ توسط : محمد
شب و دل تنگی من
| شبانه |
در ِ بیپاسخ ِ ویرانهی ِ هر خاطره را کز تو در آن کس نپرسید ز کوبنده ولیک هیچ در باز نشد آه! تنها همهجا، از تک ِ تاریک، فراموشیی ِ کور راست است این سخنان: □ لیک ازین فاجعهی ِ ناباور
ریخت در خلوت و خاموشیی ِ دهلیز ِ فراموشیی ِ من،
سایه می گیرد رنگ من درین بستر ِ بیخوابیی ِ راز با همه چشم تو را می جویم
مردهئی در دل ِ تابوت تکان مییخورد آرامآرام... زندان قصر ۱۳۳۳ | |||||||||||||||||||||
موضوع مطلب : ناز چشمای تو ,
نوشته شده در چهارشنبه 14 دی 1384 و ساعت 01:01 ق.ظ توسط : محمد
خودم
روزی ؛ ساعتی ؛ میخواستم بگویم که دوستت دارم
اما اینک فریاد میزنم ؛ محمد ؛ محمدم دوستت دارم
روزی ؛ ساعتی ؛ میخواستم بگویم عاشقت هستم اما ای امید جانم در آن لحظه ذهن من از فواره بالاتر ؛ از زندگی پربارتر و از امید سرشار بود . حس می کردم که از نگاهم رازم را خوانده باشی ؛ اما اینک بدون تو ؛ تنهایی را با تمام ابعادش حس می کنیم و قطره قطره عشقم را با تمام وجود در یک کلمه می گنجانم؛ و می گویم ؛ محمدم بدون تو خودم را تنها و بیکس می بینم.
موضوع مطلب : چشم عسلی ,
نوشته شده در دوشنبه 5 دی 1384 و ساعت 09:12 ق.ظ توسط : نسیم
شازده کوچولو ( گل من)
شازده کوچولو گلی داشت که در کنار او بودن را در سیاره ای تنها ؛ جایی که فقط با او تنها باشد را
به هر چیزی ترجیح می داد . در سیاره ای کوچک ؛ فقط خودش و گلش .
شازده کوچولو گلش را اهلی کرده بود . شازده کوچولو می گفت آدم نسبت به کسی که اهلیش کرده است مسئول است.
موضوع مطلب : ناز چشمای تو ,
نوشته شده در دوشنبه 5 دی 1384 و ساعت 02:12 ق.ظ توسط : محمد
ببر
ای ناخدا ؛ میرانم
از لج مخالفان هم که شده میرانم
خستم ولی میرانم
مثل ببر می دوم
ای ناخدا میرانم
از لج مخالفان هم که شده میرانم
چشمانم را باز میکنم و اشک آلود به پیروزی می اندیشم
چه سخت چه آسون بالاخره روزی خواهد آمد که من دست به سینه بایستم وگذشته را با غرور نگاه کنم ...
ای ناخدا باد می آید ؛ سرد است توفان است ؛ میرانم .
ای ناخدا پیاده نمی شوم ؛ می آیم ؛ حتی به قیمت جانم می آیم.
ای ناخدا میرانم
از لج مخالفان هم که شده میرانم
منم من ؛ ببر
موضوع مطلب : نوشتهایی به سبک کوبیسم !!! ,
نوشته شده در پنجشنبه 1 دی 1384 و ساعت 06:12 ق.ظ توسط : محمد
سرم ...
باد میوزد
سرد است ؛ باد می وزد
وای کمک کسی صدای من رو میشنود ؟؟؟
نه بی فایدست؛ من تنهام
سکووووووووووووووووووووووووووووت
سکوت
سکوت
سکوت
باز هم سکوت
چیه خسته شدی از دیدن کلمه سکوت ؛ خب نخون؛ اصلا چرا میخونی ؟؟؟؟
وای سرده ؛ چه بخونی چه نخونی به هر حال سرده ...
باد میاد سوز میاد ... سرده .
میشنوی : عسلی چشم عسلی پوست تنش پوست پری ؛ کپلی لپ تپلی ؛ شازده خانوم یه گلپری ...
عشق منو میگه .........................
وای بسه دیگه ؛ کاشکی جامی بود تا سر میکشیدم و همه چیز تموم میشد!
نه جام زهر را نمیگویم ؛ یه جام شراب ما را کافیست.
فقط زمان بگذرد ؛ بگذرد ؛ و برسد بلحظه ای که معشوقه ام را محکم در آغوش بگیرم تا پیروزی را جشن بگیریم...
به سلامتی اشک.
موضوع مطلب : نمی دونم فعلا ,
نوشته شده در سه شنبه 29 آذر 1384 و ساعت 03:12 ق.ظ توسط : محمد
نظرت چیه ؟
تو اونجا...
من اینجا...
می گی باید تحمل کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آره !!؟؟!؟؟!
واقعا فکر میکنی بتونم ؟
باشه.
موضوع مطلب : نظرت چیه ؟ ,
نوشته شده در دوشنبه 28 آذر 1384 و ساعت 01:12 ق.ظ توسط : محمد
مست مست
مست :
یعنی کسی که با گذشته زندگی نکند .
در لحظه زندگی کند .
شاد :
یعنی کسی که با آینده زندگی نکند .
در حال زندگی کند .
موضوع مطلب : دیوونه بازی(هركاری برای خنده) ,
نوشته شده در یکشنبه 27 آذر 1384 و ساعت 12:12 ب.ظ توسط : محمد
بسه دیگه !!!
بسه دیگه این مسخره بازی ها !!!
بیا یکم مست باشیم؛
... یکم شاد باشیم .
موضوع مطلب : دیوونه بازی(هركاری برای خنده) ,
نوشته شده در شنبه 26 آذر 1384 و ساعت 10:12 ق.ظ توسط : محمد