تبلیغات
♪ منوی موزیک ♪
۞ لوگو ۞

۩ وبلاگ من ۩
∑ آمار وبلاگ ∑
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كلیه بازدیدها:
كلیه ارسال ها :
كلیه نظر ها :
تعداد افراد آنلاین :
۞ بایگانی ۞
٭ نویسندگان ٭
…………
محمد (165)
نسیم (4)
٭ موضوعات ٭
…………
اطلاعیه (2)
وقتی دلت گرفته (41)
نظرت چیه ؟ (15)
ناز چشمای تو (38)
وقتی دلت نگرفته !!! (21)
نوشتهایی به سبک کوبیسم !!! (18)
علامت سوال (15)
یادته (5)
دیوونه بازی(هركاری برای خنده) (5)
نمی دونم فعلا (3)
چشم عسلی (4)
٭ آرشیو ٭
…………
شهریور 1388 (1)
فروردین 1388 (1)
اسفند 1387 (1)
آذر 1387 (1)
مهر 1387 (1)
شهریور 1387 (1)
تیر 1387 (2)
خرداد 1387 (6)
اردیبهشت 1387 (7)
فروردین 1387 (3)
اسفند 1386 (4)
بهمن 1386 (1)
آذر 1385 (1)
آبان 1385 (1)
مهر 1385 (2)
مرداد 1385 (2)
فروردین 1385 (3)
اسفند 1384 (2)
بهمن 1384 (6)
دی 1384 (8)
₪ لینكستان ₪
₪ لینكدونی ₪
ابراهیم نبوی (-)
شازده کوچولو (-)
آوای آزاد (-)
فرق من با آدما (-)
گوگل (-)
فروغ فرخزاد (-)
احمد شاملو (-)
بی بی سی (-)
آرشیو لینكدونی
♣ ادویه ها ♣
::. گرگ ها خوب بدانند .::

گرگ ها خوب بدانند در این ایل غریب ، گر پدر مرد ، تفنگ پدری هست هنوز.
گر چه مردان قبیله همگی کشته شدند ، توی گهواره چوبی پسری هست هنوز.
آب اگر نیست نترسید که در قافله مان ، دل دریایی و چشمان تری هست هنوز.
موضوع مطلب : وقتی دلت گرفته ,
نوشته شده در سه شنبه 17 شهریور 1388 و ساعت 04:05 ب.ظ توسط : محمد
::.. جشن نوروز ..::
خورشید از میعادگاه نخست ، باز آغاز سفر میکند ، سفری که سوغاتش برای زمینیهای منتظر ، فرصت دیگری است تا محبت را در گره بین دستهاشان بکارند و دل به استقبال نیکی ، آیینه بندان کنند !
لبخند خورشید بیجواب نماند وقتی سرک میکشد به این خانه...
موضوع مطلب : وقتی دلت نگرفته !!! ,
نوشته شده در سه شنبه 4 فروردین 1388 و ساعت 02:40 ب.ظ توسط : محمد
::.. نیایش ..::
خدایا نطلب که لوتیان خوار شوند
ک..نی ان نیزه به دست وارد میدان شوند
موضوع مطلب : نوشتهایی به سبک کوبیسم !!! ,
نوشته شده در سه شنبه 27 اسفند 1387 و ساعت 02:55 ب.ظ توسط : محمد
نصیحت مادرانه
آری آری زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرینه پا برجاست
گر بیفروزیش ، رقص شعله اش در هر کران پیداست
ور نه خاموش است و خاموشی گناه ماست
موضوع مطلب :
نوشته شده در شنبه 9 آذر 1387 و ساعت 08:40 ب.ظ توسط : محمد
خواستن
من میتونم ؛ چون می خوام
موضوع مطلب :
نوشته شده در شنبه 20 مهر 1387 و ساعت 09:32 ب.ظ توسط : محمد
::.. گر در بر غریبه زار بزنم قطره ای اشک ب بالینت نمیریزم ..::
هم اطاقی هم اطاقی هم اطاقی برس به دادم ؛ اونی که دل و دینم رو برده خیلی وقته نکرده یادم
هم اطاقی بین چگونه ؛ سیل اشکم شده روونه
درد جان سوزم رو جز تو ؛ به خدا هیچکی نمیدونه ...
هم اطاقی
هم اطاقی
هم اطاقی برو طبیب ؛ دل بیمارم رو بیار ؛ بهش بگو عاشقش غریب ؛ مرده از رنج و انتظار
هم اطاقی
موضوع مطلب : وقتی دلت گرفته ,
نوشته شده در جمعه 8 شهریور 1387 و ساعت 12:08 ق.ظ توسط : محمد
گربه با ...
در صبح دم تنهایی خود ؛
دیدم دیدم ؛ یه گربه سیاه پشمالو دیدم ..!!!!!!
موضوع مطلب : نظرت چیه ؟ ,
نوشته شده در یکشنبه 9 تیر 1387 و ساعت 05:06 ق.ظ توسط : محمد
چه جوری یه روز ازت جداشم
كی دل سنگ سنگت
از دل من خبر داشت
اشكای گرم گرمم
كی تو دلت اثرداشت
وقتی هنوز به یادت
گریه میاد سراغم
عشق تو هستم انگار
پیش تو داده باقی
قلب منی
چه جوری یه روز ازت جداشم
عشق منی
نمیشه دوست نداشته باشم
قلب منی
چه جوری یه روز ازت جداشم
عشق منی
نمیشه دوست نداشته باشم
فكر می كنم تو مهربون
هنوز دلت پیش منه
ببین یه عاشق چه جوری
هی خودش و گول میزنه
فكر می كنم من بمیرم
عمر تو هم تموم بشه
ببین یه عاشق چه جوری
اسیر قلب پاكشه
قلب منی
چه جوری یه روز ازت جداشم
عشق منی
نمیشه دوست نداشته باشم
قلب منی
چه جوری یه روز ازت جداشم
عشق منی
نمیشه دوست نداشته باشم
به من می گفتی كه منو دوست داری
می ترسیدم من نباشم دق كنی
اما تو كه عاشق من نبودی
فقط می خواستی منو عاشق كنی
آه كه هنوز بی تو پریشونه دل
آه كه هنوز ساده ساده هستم
هنوز همون اسیر بی پناهی
كه زندگیش و به تو داده هستم
قلب منی
چه جوری یه روز ازت جداشم
عشق منی
نمیشه دوست نداشته باشم
قلب منی
چه جوری یه روز ازت جداشم
عشق منی
نمیشه دوست نداشته باشم
فكر می كنم تو مهربون
هنوز دلت پیش منه
ببین یه عاشق چه جوری
هی خودش و گول میزنه
فكر می كنم من بمیرم
عمر تو هم تموم بشه
ببین یه عاشق چه جوری
اسیر قلب پاكشه
قلب منی
چه جوری یه روز ازت جداشم
عشق منی
نمیشه دوست نداشته باشم
قلب منی
چه جوری یه روز ازت جداشم
عشق منی
نمیشه دوست نداشته باشم
به من می گفتی كه منو دوست داری
می ترسیدم من نباشم دق كنی
اما تو كه عاشق من نبودی
فقط می خواستی منو عاشق كنی
آه كه هنوز بی تو پریشونه دل
آه كه هنوز ساده ساده هستم
هنوز همون اسیر بی پناهی
كه زندگیش و به تو داده هستم
قلب منی
چه جوری یه روز ازت جداشم
عشق منی
نمیشه دوست نداشته باشم
قلب منی
چه جوری یه روز ازت جداشم
عشق منی
نمیشه دوست نداشته باشم
موضوع مطلب : وقتی دلت گرفته ,
نوشته شده در شنبه 1 تیر 1387 و ساعت 11:06 ق.ظ توسط : محمد
::.. دل بند ( یا همان بند دل) ..::
بریدم بند ناف دلبستگی را با قیچی دلسردی !
موضوع مطلب : وقتی دلت گرفته ,
نوشته شده در سه شنبه 28 خرداد 1387 و ساعت 11:06 ق.ظ توسط : محمد
::.. کپک زدگی ..::
صبح زود خواب بودم که زنگ در و زدی ؛ باز نکردم تا طعم انتظار رو بچشی . ولی رفتی و نچشیدی!
موضوع مطلب : وقتی دلت گرفته ,
نوشته شده در چهارشنبه 22 خرداد 1387 و ساعت 11:06 ق.ظ توسط : محمد
::.. خود شناسی ..::
امروز رفته بودم سلمونی !
پی بردم به دلیل رفتنت در حالی که دقایق متمادی در آینه به صورت داغون خود می نگریستم ...
انگار حق داری
موضوع مطلب : وقتی دلت گرفته ,
نوشته شده در چهارشنبه 22 خرداد 1387 و ساعت 06:06 ق.ظ توسط : محمد
::.. یادگارت ..::
شاخه گلت سالها بود در میان دفترت خوابیده بود ؛ بی اجازت امروز بیدارش کردم .
موضوع مطلب : وقتی دلت گرفته ,
نوشته شده در یکشنبه 19 خرداد 1387 و ساعت 01:06 ق.ظ توسط : محمد
::.. شعر من ..::
چه کنم بار خدایا که دلم بی حال است
نالد که همه دلگرمی دورانش رفتست
دارم افسوس که طعمه به دندان نگرفتم
تشنه و گشنه اما چه کنم ؛ ناچارم
چه کنم ؛ چه کنم سیراب نمیکند رگبارم
دریای دلم را که بی آب است
از خودم (محمد.م)
موضوع مطلب : وقتی دلت گرفته ,
نوشته شده در یکشنبه 12 خرداد 1387 و ساعت 02:06 ق.ظ توسط : محمد
::.. افسوس ..::
تا كه بودیم همه یار شدن
تا كه خفتیم همه بیدار شدن
قدر آن آینه بدانید چو هست
نه آن موقع كه افتادو شكست
موضوع مطلب : نوشتهایی به سبک کوبیسم !!! ,
نوشته شده در شنبه 11 خرداد 1387 و ساعت 11:05 ق.ظ توسط : محمد
::.. من مثبت اندیش هستم ..::
کلاف سر در گم زندگیمو می شکافم
به عشق تو اونو دوباره از نو می بافم
اگه بازم گند بزنی توش دوباره می شکافم
به عشق تو همه رو از اول می بافم
حتی اگه ۳ بشه تا بازی بشه می شکافم
به عشق تو می بافم و می بافم
حتی اگه این خونه زندون بشه می خندم
زندگیم از دست تو داغون بشه می خندم
میگزره این دلخوریا میگزره ؛ عمر من و تو میگزره و میگزره
اما اگه نگزره هم می خندم
کلاف پاره شده را تو زندونه خونه تو میبافم
می خندم و می بافم ؛ می بافم و می خندم
اون که به ویرونی این خونه زد من بودم
زلف پریشونه تورو شونه زد من بودم
به فکر من باش که کسی رو جز تو ندارم
حوصله این همه تنهایی رو ندارم
اون که رفتی و تو ویرونیه این خونه مونده من هستم
زلف پریشونه منو شونه نزد تو بودی
به فکر من باش که حوصله ای ندارم
شونه واسه شونه زدن ندارم
موضوع مطلب : نوشتهایی به سبک کوبیسم !!! ,
نوشته شده در شنبه 28 اردیبهشت 1387 و ساعت 03:05 ق.ظ توسط : محمد
غزل
دوش گفتم بکند لعل لبش چاره من
هاتف غیب ندا داد که آری بکند
شهر خالیست ز عشاق ؛ بود کز طرفی
مردی از خویش برون آید و کاری بکند
کو کریمی که ز بزم طربش غمزدهای
جرعه ای در کشد و دفع خماری بکند
یا وفا ؛ یا خبر وصل تو ؛ یا مرگ رقیب
بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند
موضوع مطلب : ناز چشمای تو ,
نوشته شده در پنجشنبه 26 اردیبهشت 1387 و ساعت 10:05 ق.ظ توسط : محمد
پناه
شانهایت را برای گریه کردن دوست دارم
دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم
دوست دارم
موضوع مطلب : وقتی دلت گرفته ,
نوشته شده در سه شنبه 24 اردیبهشت 1387 و ساعت 11:05 ق.ظ توسط : محمد
آه چه بغضانه دلم گرفته ...!
سا قیا ؛ بر خیز و درده ؛ جام را
خاک بر سر کن ؛ غم ایام را
صبر کن حافظ به سختی ؛ روز وشب
عاقبت روزی بیابی کام را ...
موضوع مطلب : وقتی دلت نگرفته !!! ,
نوشته شده در شنبه 21 اردیبهشت 1387 و ساعت 03:05 ق.ظ توسط : محمد
بغض
همه بغض من تقدیم غرور نازنینت باد ؛ غروری که لذت دریا را به چشمانت حرام کرد !
موضوع مطلب : نوشتهایی به سبک کوبیسم !!! ,
نوشته شده در شنبه 21 اردیبهشت 1387 و ساعت 02:05 ق.ظ توسط : محمد
بغض
خیالت راحت ...
دیگر اشکی نیست که به بالینت بریزد و احساس را شکوفا کند!
تنها بغضیست که با فرو رفتنش ...
حسرت در چشمانم می تازد ...!
موضوع مطلب : وقتی دلت گرفته ,
نوشته شده در شنبه 21 اردیبهشت 1387 و ساعت 12:05 ق.ظ توسط : محمد